…
…
…
…
فرشته پاسخ داد؛ ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت!
عربستان و بسیاری از کشورهای عربی پس فردا را ولنتاین اعلام کردند
اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی . اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی. اگه شمع بودی روشن ترین بودی و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی ولنتاین مبارک
به علت حضور گشت ارشاد در مراسم ولنتاین ، مراسم دیدار خواهران و برادران بصورت جدا در دو نوبت صبح و بعد از ظهر انجا میگردد
تقدیم به آنکه دارمش دوست
تقدیم به آن که قلبم از اوست
اگر مهتاب از تن بر کند پوست
جدا هرگز نگردد یادم از دوست
یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم، تو هم منو شکستی ولی اشکالی نداره، حالا خاک زیر پاتم
روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت هر کسی غصه اینکه چه می کرد نداشت چشمه سادگی از لطف زمین می جوشیدخودمانیم زمین این همه نامرد نداشت!
بهترین لحظه، لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بیاد که توش نوشته میمیرم برات !ولنتاینت مبارک !
از اداره هواشناسی مزاحمتون می شم ، ببخشید اگه یه نفر دلش هوای تو رو کرده باشه اونم تو این روز باید چی کار کنه؟؟
یه روز یه آقاهه میره تو مغازه و میگه: آقا کارتی دارین که روش نوشته باشه “تو تنها عشق من هستی” ؟فروشنده هم میگه : بله آقاهه : لطفا 16 تا ازش بدین !!
کاش کسی تو دلمون پا نمیذاشت... کاش اگه پا میذاشت دلمون رو تنها نمیذاشت... کاش اگه تنها میذاشت رد پاش رو روی دلمون جا نمیذاشت
عمری با غم عشقت نشستمبه تو پیوستم واز خود گسستم ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود تو را دیدم. پرستیدم . شکستم
سال قبل پستی با عنوان سربازان زن جهان در وبلاگ گذاشتم که با استقبال خوبی مواجه شد
برای همین تصمیم گرفتم بعد از مدتها ادامه این عکس ها رو تو وبلاگ بزارم:





بقيه عكس ها در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
۱۰ راه مطمئن برای رابطه با دختران ( مجرد )
1) به محیط دقت کنید. درمورد چیزی که در محیط اطراف می بینید نظری بدهید. این روش مخصوصاً در فروشگاه و مغازه خیلی موثر است. مثلاً اگر او می خواهد یک ساندویچ مرغ سفارش دهد، از او بپرسید که ساندویچ مرغ های آن مغازه خوب هستند یا نه. />نظرتان را فوری در آن موقعیت خاص ابراز کنید تا کاملاً طبیعی به نظر برسد. مهم نیست که کجا باشید، همیشه نکته جالبی برای نظر دادن وجود دارد./>/>
2) لبخند بزنید. اینکار به او نشان می دهد که اعتماد به نفس دارید و رفتاری دوستانه دارید. یک لبخند طبیعی نه تنها به خودتان احساس خوبی می بخشد، بلکه برقراری رابطه را برای فرد مقابل نیز راحت تر می کند. />
3) دست دست نکنید. اگر برای نزدیک شدن به او تامل کنید، نشان می دهد که اعتماد به نفس ندارید و او فوراً نظر منفی راجع به شما پیدا خواهد کرد. وقتی او را می بینید، بعد از مدت زمان کمی به سمت او بروید و به او نشان دهید که مردی هستید که می داند چه می خواهد و دنبال آن رامی گیرد./>
4) زبان بدن مثبت. اگر قوز کرده و سر رو به پایین به او نزدیک شوید، اطلاعات منفی درمورد خودتان به او منتقل خواهید کرد. پس صاف بایستید، شانه ها را عقب و سینه را جلوب دهید و محکم و البته ریلکس راه بروید./>
5) نه خیلی سریع. />اگر خیلی تند راه بروید، زنگ هشدار درونی او به صدا در خواهد آمد. سعی کنید آرام و عادی به او نزدیک شوید و این بهترین راه برای ایجاد حس راحتی در فرد مقابلتان است./>
6) ارتباط چشمی برقرار کنید. هیچوقت شما اولین کسی نباشید که ارتباط چشمی را وقتی نزدیک می شوید قطع کند. اگر چنین کاری بکنید، طرف مقابل تصور خواهد کرد از اینکه به او نزدیک شده اید احساس خوبی ندارید. وقتی از ارتباط چشمی قوی استفاده کنید، بیشتر به سمتتان کشیده خواهد شد. با تمرین در اینکار استاد خواهید شد./>
7) گوش دهید. حتماً به حرفهایی که می زند خوب گوش دهید. هیچوقت جواب او را قبل از اینکه خوب درموردش فکر کرده باشید به زبان نیاورید. خانم ها عاشق مردهایی هستند که به جزئیات حرفهای آنها هم خوب گوش می دهد. />
8) بی قرار نباشید. لول خوردن و بیقرار بودن بعد از اینکه به فرد مورد نظرتان نزدیک شدید نشان می دهد که احساس راحتی نمی کنید. در اینصورت طرفتان هم چنین احساس پیدا می کند و بحث را ختم می کند. باید مراقب حرکاتتان باشید. حرکاتی انجام دهید که اعتماد به نفس و راحتی شما را به طرفتان مخابره کند نه ناراحتی و بی قراریتان را./>
9) تن صدایتان را ملایم کنید. تن صدایتان ابزار بسیاری قوی است. بهترین راه این است که با صدایی آرام و در ضمن شوخ به او نزدیک شوید. همچنین می توانید با صدایی جدی شروع کنید و بگویید "امیدوارم کمی از ساندویچ را برای من نگه داشته باشید" و با لبخندی در ادامه آن به او بفهمانید که شوخی می کرده اید. همراه با دوستانتان روی تن صدایتان تمرین کمید./>
10) با فاصله ازاو بایستید. مردهایی که موقع حرف زدن خیلی به سمت زن مورد نظرشان خم می شوند باعث می شوند که احساس ناراحتی به فرد مقابل دست بدهد. بهتر است کمی عقب تر بایستید و این باعث می شود نشان دهید که به حریم او احترام قائلید و از خودتان نیز مطمئن هستید./>
*************************************************
شرکت پفیلا یه تعدادی فیل چسو نیازمند است !
هرچه سریعتر خودت رو معرفی کن !!!
*************************************************
شب عید فطر حاجی میره رو پشتبام که ماه رو ببینه شلوارش پاره بوده از پایین داد می زنند حاجی ما دیدیم میگه هر کی دیده بخوره ما که هنوز ندیدیم
*************************************************
اگه گفتی پنج شنبه شب بعد ساعت 12 چی میشه ؟
.
.
.
.
خوب معلومه دیگه جمعه میشه خنگ خدا !
*************************************************
اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟
.
.
.
واقعا که!
.
.
.
تو هنوز منو نشناختی؟؟؟؟
*************************************************
ای اس ام اس برو پیش اونی كه دارم بهش فكر می كنم
.
.
.
.
.
یه دونه بزن تو سرش برگرد بیا با هم بهش بخندیم
.
.
.
.
.
شستت حال اومد؟؟؟؟
*************************************************
همه ي وجود سرمو رو شونه ي مهربونه تو ميذارم و يواشکی دماغمو با لباست پاک ميکنم !!
*************************************************
اگه نظري داشتيد و قسمت نظرات وبلاگ باز نشد
نظرتون رو تو وبلاگ زير وارد كنيد:
کدام بخش داستان و کدام بخش اش واقعیت است؟ خودم نمی دانم.
کلاس اول دبستان
خانم س معلم کلاس اول است.او و همسرش صاحب فرزند نمی شوند.او مرا دوست دارد.همه چیز از روزی شروع شد که مادرم موهایم را آب و شانه کرده بود و با بلوزقرمزی که رویش کلی چیز انگلیسی نوشته شده بود روانه مدرسه شدم. مدرسه نزدیک خانه مان بود. چند کوچه آن طرف تر.چند متر مانده به در مدرسه( آن هفته شیفت بعد از ظهر بودیم) نزدیک بود موتوری به زندگیم خاتمه دهد و میلی متری از کنار گوشم گذشت. خانم س که از قضا می خواست وارد مدرسه شود صحنه را دید و به سویم دوید. همین حادثه بهانه ای شد که او هر روز مرا تا دم در خانه همراهی کند. ولی قضیه کم کم بیخ پیدا کرد. او به شکلی شیدا گونه مرا فرزند خود می دانست و با چنان عشق و مهری مرا در آغوش می کشید که وحشت سراپای وجودم را فرا می گرفت.همیشه می لرزید و گریه میکرد و من که اصلا نمی دانستم ماجرا چیست از او به شدت گریزان بودم.آخرش آنچه نباید می شد شد: او پیشنهادی به مادرم داد که باعث شد هرگز دیگر او را نبینم.
کلاس دوم دبستان
خانم خ معلم ماست. بی نهایت زیبارو ست ولی کاملا پیر است. مهمترین چیز به جا مانده در ذهنم رگهای بسیار برجسته دستهایش است که درست مثل پیرزن های اشرافی بود و انگشتر گران قیمتش که با آن فخر فروشی میکرد. پسر خانم خ همکلاسی مان است.خانم خ به شکلی کاملا رو و بدون پنهان کاری در تمام درسها به پسرش نمره های کیلویی ارفاق می کند. بچه ها همه از این قضیه شاکی هستند.کسی جرات نمی کند کاری بکند.یک روز بارانی است. سر کلاس بلند می شوم و با حالتی عصبانی می گویم: خانم اجازه شما چرا همیشه به پسر پدر سوخته تان بیست می دهید؟ می گوید: «خفه شو ببینیم. حرف دهنت رو بفهم. پدرسوخته خودتی». تصمیم را گرفته ام . از جایم بلند می شوم . به سمت میز معلم می روم.او نمی داند چه می خواهم بکنم. بچه های کلاس هم نمی دانند.شرط می بندم شما هم نمی دانید .با کسی هماهنگی نکرده ام. یک تصمیم آنی است. کیف خانم خ را بر می دارم و از پنجره طبقه دوم پرت می کنم توی حیاط. باران می آید و همه محتویات کیفش. رژ لبش. موچینش و النگوهایش بر حیاط بارانی ولو می شود.او آچمز شده. کاری نمی کند. گریه کنان از کلاس بیرون می رود. فردا برایم یک خود نویس و یک دفتر فانتزی دویست برگ خیلی خوشگل می خرد که بتواند آرامم کند. آرام می شوم. آدم پرتوقعی نیستم!!!
کلاس سوم دبستان
آقای پ معلم ورزش ماست دوست صمیمی عمویم است.ولی بیش از حد به من سر زنگ ورزش گیر می دهد. چون من آدم تنبلی هستم و حال و حوصله ورزش را ندارم.یکی از روزها توی حیاط با بچه ها مشغول فوتبال هستیم.مهران همکلاسی مان مدام می پرد وسط بازی مان و حالمان را می گیرد.چند بار بچه ها از او می خواهند که بازی مان را خراب نکند اما او احساس گردن کلفتی می کند مدام با آن دندانهای شکسته نیمه سیاهش که انگار قانقاریا گرفته( دندان قانقاریا می گیرد؟) و در عمرش مسواک نزده خنده های تحقیر آمیز می کند. کله دارد این هوا! یک غول کوچولوست. حسی می گفت گردن کلفت های زورگو را نمی شود از جلو زد چون شکم بشکه شان را بیندازد رویت کارت تمام است. این جور ناکس ها را باید از پشت زد.من هم به ندای درونم پاسخ دادم! از پشت به مهران نزدیک شدم و با تمام وجود خواباندم توی گوشش.افتاد روی زمین. آقای پ سریع من را چند دور دور خودم پیچاند و فحش داد و به دفتر مدرسه برد مدیر هم کوتاهی نکرد و شپلق خواباند توی گوشم ولی من ککم نگزید.مهران بیچاره دچار تهوع و استفراغ شد. تا یک ماه سرگیجه داشت و مدرسه نمی آمد. دو بار بردندش برای سی تی اسکن و هربار که خبرش به خانه ما می رسید یک توسری هم من نوش جان می کردم. ده سال بعد دیدمش که غول تر از قبل شده بود. روی هم را بوسیدیم. عقل اینگونه حکم می کرد!
کلاس چهارم دبستان
(آ )همکلاسی ام است.. پسر خوبی است. با هم دوستیم . از کلاس اول ابتدایی دوست بوده ایم. باهم کلی عکس یادگاری داریم. گاهی رفته ایم توی کوچه شان و با هم فوتبال بازی کرده ایم. چند بار با هم سینما رفتیم و فیلم جولیا نوجما دیدیم. نمی دانید چه حالی می داد وقتی در جاهایی که توی فیلم تیراندازی می شد باهم صدای اسب در می آوردیم. ما باهم دوست جونیم. ولی همه اینها دلیل نمی شود که معلم ورزشمان آقای پ به او بیست بدهد و من که همه درسهایم بیست است هیجده بشوم. راستش را بخواهید او یکی از پاهایش از دیگری کمی کوتاهتر است و یک کمکی می لنگد. این پسره یعنی ( آ) اصلا پسر خوبی نیست. همیشه یک تکه ان دماغ خیلی سبز سر سوراخ دماغش که به نظرم از حد معمول خیلی گشادتر است آویزان است و حال آدم را به هم می زند. چند بار عق زدم سر این قضیه..تازه او خیلی دو به هم زن است. خود او بود که رابطه من و کامران را خراب کرد. اینقدر درباره من به او چیزهای بد گفت که کامران دیگر با من بد شد. من فکر می کنم اینها به اینکه من در مسابقه علمی مدرسه اول شدم حسودی می کنند. باید بروم سروقت عمویم. عموجان! عمو جان!
کلاس پنجم دبستان
آقای ف معلم کلاس پنجم ما همسایه ما بود. ثلث سوم برای بچه ها کلاس فوق العاده گذاشته بود که مثلا برای امتحان «صحنه» ( چه اسم مسخره ای) آماده تر شویم.همه بچه ها شرکت نمی کردند چون کلاس ساعت شش صبح توی مدرسه برگزار می شد.آقای ف طبعا پدرم را می شناخت او پدرم را متقاعد کرد که هر روز صبح با آقای ف به مدرسه برم. حتما درک می کنید که چه عذابی از صبح زود بیدار شدن می کشیدم.باید پنج و نیم بیدار می شدم و اصلا حس و حال این کار را نداشتم.
خلاصه یکی از همین صبح های زود که آقای ف با کلی خنده و شوخی مرا سوار کرد و به مدرسه برد و ما هم طبق معمول چرت می زدیم!آقای ف یک مساله ریاضی نوشت که هیچکداممان نمی توانستیم حل کنیم و کم کم داشت اعصابش خراب می شد.مدام نق می زد و همه ما را تنبل و خنگ خطاب می کرد.در همین حین و بین که او از تخته سیاه تا ته کلاس هی قدم می زد و در رفت و آمد بود یکی از بچه ها که تازگی پدرش برایش یک ارگ کوچک پنجاه سانتی خریده بود نجوا کنان پرسید اسم اون کلاسی که گفتی چی بود؟ من هم با همان حالت پچ پچ البته از راه دور چون مجبور بودم دهانم را بیش از اندازه باز کنم تا دوستم ببیند گفتم: سلفش! که البته منظورم سلفژ بود و فقط یک چیزهایی شنیده بودم! چشمتان روز بد نبیند. آقای ف که ما را دیده بود یک دفعه آمد طرفم و چنان کشیده محکمی در گوشم خواباند که واقعا ستاره دور سرم می چرخید. آن روز و تا سالها نفهمیدم چرا آن چک بیخودی را خوردم. امروز می توانم حدس بزنم.
دوست دارم در خیابان با کفشهایم راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم !
موبایل یكی از آنها زنگ می زند ,مردی گوشی را بر میدارد و روی اسپیكر می گذارد و شروع
به صحبت می كند.
همه ساكت میشوند و به گفتگوی او با طرف مقابل گوش می دهند !
مرد: بله بفرمایید ...
زن: سلام عزیزم!... منم!... باشگاه هستی؟
مرد:سلام بله باشگاه هستم.
زن: من الان توی فروشگاهم یك كت چرمی خیلی شیك دیدم فقط هزار دلاره میشه بخرم؟
مرد: آره اگه خیلی خوشت اومده بخر .
زن:می دونی از كنار نمایشگاه ماشین هم كه رد میشدم دیدم اون مرسدس بنزی كه خیلی دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خیلی دلم میخواد یكی از اون ها رو داشته باشم ...
مرد:چنده؟
زن:شصت هزار دلار!!!
مرد:باشه اما با این قیمتی كه داره باید مطمئن بشی كه همه چیزش رو به راهه !!!
زن: آخ مرسی یه چیز دیگه هم مونده اون خونه ای كه پارسال ازش خوشم میومد رو هم واسه فروش گذاشتن 950000 دلاره !!!
مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه میتونی بخرش !
زن: باشه بعدا می بینمت خیلی دوست دارم .
مرد:خداحافظ عزیزم...
مرد گوشی را قطع میكند . مرد های دیگر با تعجب مات و مبهوت به او خیره میشوند!!!
بعد مرد می پرسد: ببخشید شما تميدونيد این گوشی مال كیه؟!!!
I love my NAME when u say it,
I love my HEART when u love it,
I love my LIFE when u are in it.
چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم،
اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی،
قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی،
زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی.....
My heart is made 2 luv u, my lips are made 2 kis u, my eyes r made 2 c u, my
hands r made 2 hold u, evry part of me wants u, bcoz i was made just 4 u!!
قلبم برای دوست داشتن تو ، لبام برای بوسیدن تو ، چشام برای دیدن تو و دستام برای نگه داشتن تو بوجود اومدن؛ چون من فقط بخاطر تو ساخته شدم!!!!
The words are easy when the language is LOVE !
30. i love the 'y'
i love the 'o'
i love the 'u'
put them together
وقتی زبانمون زبان عشق باشه کلمات خیلی ساده میشن!
نگاه کن؛ من Y رو دوست دارم
من O رو دوست دارم
من U رو دوست دارم!
حالا اینارو بزار کنار هم.....
Falling in love is when she falls asleep in your arms and wakes up in your dreams!
عاشق شدن یعنی وقتی که اون توی آغوشت خوابش میبره و بعد توی رویاهات بیدار میشه....
Love is Pure
Love is Sure
Love is sweet poison
that Doctors can't cure
عشق یعنی پاکی
عشق یعنی اطمینان
عشق یه زهر شیرینه
که دکتر ها نمیتونن درمانش کنن!
There are 3 steps to happiness: 1. you, 2. me, 3. our hearts, 4. eternity!
سه گام برای رسیدن به شادی وجود داره : 1- تو 2- من 3- قلبامون..........و بعد ابدیت!
5 greatest words : I dun wana los U.
4 pleasant words : I care for U.
3 sweet words : I admire U.
2 wonderful words : miss U.
1 most important word : YOU
5 تا از بزرگترین کلمات : من نمیخوام از دستت بدم.
4 تا از دوست داشتنی ترین کلمات : تو برام مهم هستی.
3 تا کلمه ی شیرین : تورو تحسین میکنم.
2 تا کلمه ی شگفت انگیز : دلتنگت هستم.
1 کلمه که از همه مهمتره : "تو"
Knock! Knock! May I Come Into Ur World? I Bring No Flowers, No Gifts But Wishes
To Keep U Fresh, Prayers To Keep U Healthy & Love To Keep U Smiling
۲ سی دی قیمت: ۵۰۰۰۰ ریال
فروش کلکسیون کلیپ های آوریل لاوینی:
۱ دی وی دی قیمت: ۱۰۰۰۰۰ ریال
فروش گلچین عکس های آوریل لاوینی:
۱ سی دی قیمت: ۱۰۰۰۰ ریال
فروش کلکسیون عکس های آوریل لاوینی:
۲ سی دی قیمت: ۲۵۰۰۰ ریال
فروش گلچین موزیک های آوریل لاوینی:
۱ سی دی قیمت: ۳۰۰۰۰ ریال
فروش کلکسیون موزیک های آوریل لاوینی:
۲ سی دی قیمت: ۵۰۰۰۰ ریال
فروش گلچین کلیپ ، عکس و موزیک آوریل لاوینی:
۳ سی دی قیمت:۵۰۰۰۰ ریال
کلکسیون کلیپ ، عکس و موزیک آوریل لاوینی:
۲ دی وی دی قیمت:۱۰۰۰۰۰ ریال
هزینه پست بر عهده خریدار می باشد
برای تمامی شهر های ایران
فروش فقط از وبلاگ آوریل-فنس
برای خرید:
موبایل:۰۹۳۵۷۸۴۳۷۲۹
ایمیل:babak_irawinx@yahoo.com
و همچنین از طریق وبلاگ:
از لینک زیر می تونید بیشتر با من آشنا بشید:
سلام ، ببخشین این موقع مزاحم می شم
میخواستم بدونم با این همه بیشرفت تکنولوژی چرا نوار غزه به سی دی تبدیل نشده ؟؟؟؟؟؟؟؟
-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-
میلاد منجی .
پیام عدالت .
نگین امامت.
مونس محمد.
....
....
(اسامی برندگان بانک ملت)
-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-
دیروز یه گل خوشگل پشت ویترین گل فروشی دیدم!!!
خواستم برات بخرمش.
به فروشنده گفتم :اون گل چند؟
گفت:اون گل نیست........آینه ست.
-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-
اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟
.
.
.
واقعا که!
.
.
.
تو هنوز منو نشناختی؟؟؟؟

مدرک تحصیلی: دانشجوي تئاتر از دانشكده هنر و معماري دانشگاه آزاد تهرانبا بازی در فیلم « گل یخ » ساخته کیومرث پوراحمد به سینما آمد و ظرف کمتر از یک سال در پنج فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد. تفاوت بازی او در دو فیلم « گل یخ » و « مجردها » نشان از توانایی های او دارد.
شاکردوست در « بی وفا » اولین ساخته منتقد قدیمی سینما - اصغر نعیمی - بهترین بازی کارنامه سینمایی اش را به نمایش گذاشت.
بله دوست صميمي او گوهر خير انديش است كه حداقل 30 سال از او بزرگتر است.به طور اتفاقي وارد سينما شد.به گفته كيومرث پوراحمد وقتي دنبال يك بازيگر حدودا 20 ساله ميگشته كه الناز رو ديده و از بازي وي كه در ان موقع در تئاتر بازي مي كرده خوشش امده و او را در فيلم گل يخ به عنوان بازيگر نقش اول بازي داده است. بازي هاي مختلف و نقش هاي مختلف كه از او ديديم او را يك بازيگر باهوش و با استعداد معرفي كرده است. بازي هاي متفاوت نظير يك دختر پولدار در عروس فراري ... يك دختر شل و ول در مجردها(واقعا فوق العاده بود).. يك دختر نسل سومي در چه كسي امير را كشت (بازي او در اين فيلم عالي بود..بسيار بهتر از نيكي كريمي . مهناز افشار و...)و بازي بسيار زيباي او در فيلم بي وفا(به عنوان يك دختر پايين خيابوني كه عمرا هيچ بازيگري نمي تونست اين نقش را به اين خوبي بازي كن).در اين سه سال و تا سن 22 سالگي بازي در 11 فيلم يك امار فوق العاده براي يك بازيگر است..منتقدين بسياري از همان اول از بازي او تعريف كرده اند.
حتي هنرمنداني مانند مرحوم منوچهر نوذري از بازي وي تعريف كرده اند.. همچنين مهدي فخيم زاده كارگردان خوب كشورمان عنوان كرده است كه الناز شاكردوست به زودي بهترين بازيگر سينماي ايران خواهد شد.
مجموعه آثار:
- گل یخ (کیومرث پوراحمد - 1383)
- مجردها (اصغر هاشمی - 1383)
- عروس فراری (بهرام کاظمی - 1383)
- چند می گیری گریه کنی؟ (شاهد احمدلو - 1384)
- قتل آن لاین (مسعود آب پرور - 1384)
- چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور - 1384)
- بی وفا (اصغر نعیمی - 1385)
- قاعده بازی (احمدرضا معتمدی - 1385)
- کارناوال مرگ (رضا اعظمیان - 1385)
- خدا نزدیک است (علی وزیریان - 1385)
جشنواره ها و جوایز:
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از نهمین دوره جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « مجردها » - 1384
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از دهمین دوره جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « چه کسی امیر را کشت؟ »

ادامه مطلب
...
...
...
...
...
تو کجا می ری فضول؟
--
دوستان واقعي شما بعد از اتمام طرحهاي رنگارنگ ايرانسل، چهره واقعي خود را نشان خواهند داد!
شركت ارتباطات سيار(همراه اول)
--
از برنارد شاو پرسيدند از كي احساس كردي پير شدي؟ گفت از وقتي كه به يك خانم چشمك زدم بعد آن خانم از من پرسيد: آشغالي رفته تو چشمتون؟
--
(اس ام اس مخصوص نیمه شب) بیداری؟ خره! بگیر بخواب... این وقت شب که آدم SMS چک نمی کنه!
--
اين SMS جهت بالا بردن كلاس شما در جمع است، بعد از خواندن، الكي بخندید!
--
حتی اگه خدا رو در رو ما رو به راه راست هدایت کنه، ما عوضی می ریم. چون سمت راست اون می شه سمت چپ ما!
اگرچه بیشتر خانمها آرایش کردن را بلدند و اغلب اوقات، آرایش را خودشان انجام میدهند اما به هر حال در روش آرایش، اشتباه میکنند. هم اشتباهات و هم توصیهها را بخوانید.
رنگها و جعبههای بزرگ و کوچک با بستهبندیهای جالب در فروشگاههای عرضه لوازم آرایشی بهداشتی، این محصولات را به یکی از پرفروش ترین کالاها تبدیل کرده است. آرایش کردن راهی برای زیباتر شدن است و راه و روش خاص خودش را دارد تا به زیبایی طبیعی چهره لطمهای وارد نسازد.
● خطای انتخاب
اگر میل دارید یکی از لوازم آرایشی راخریداری کنید، بهدنبال مارکهای جدید و ناشناخته نباشید بلکه بهترین روش که دردسرهای کمتری نیز دارد این است که مارکها و انواعی را انتخاب کنید که دیگران آنها را امتحان کردهاند و از آن محصولات راضی بودهاند. حتما قبل از استفاده از این محصولات آن را روی بخش کوچکی از پوستتان امتحان کنید تا به آن آلرژی نداشته باشید.
● خطای سفر
بسیاری از بانوان لوازم آرایشی و بهداشتی را که در منزل استفاده میکنند، همراه خود در کیف دستی به خارج از منزل و یا حتی مسافرت میبرند ولی بهترین کار این است که شما لوازم خود را دو دسته کنید. بخشی از وسایل را که جعبههای بزرگتری دارند مثل سایههای ۲۴ تایی یا ۳۶ تایی، شیشههای عطر بزرگ، موس، ژل و... را برای استفاده در منزل قرار دهید و کیف کوچکی با لوازم ابتدایی برای بردن به خارج از منزل تدارک ببینید.
● خطای روز
لوازم و مواد آرایشی را برای روز استفاده کنید که دوام کافی روی پوستتان داشته باشند و شما مجبور نشوید دایما آنها را تجدید کنید. فراموش نکنید که آرایش روز باید بسیار سبک و کمرنگ باشد، در غیر این صورت به شکل عروسکهای نمایشی در خواهید آمد. برای پشت چشم از سایههای روشن و محو استفاده کنید. رژلبهای کمرنگ برای روز بهترین و طبیعیترین جلوه را به چهره شما میبخشند. ریملهای ضد آب و رژلبهای مات بهترین دوام را در آرایش شما خواهند داشت.
● خطای تعریق
برای حل مشکل پوستهایی که عرق میکنند. باید از مواد و محصولات ضد عرق که حاوی درصد بیشتری از نمکهای آلومینیم هستند، استفاده کرد. میتوان از این محصولات به ویژه برای پوشاندن گردن استفاده کرد.
●خطای لوسیون
شما میتوانید برای شستشو و مراقبت از پوستتان از لوسیونهایی با PH ۵/۵ استفاده کنید. این لوسیونها برای پوستهای خشک و حساس بهترین جواب را میدهند. لوسیونهایی که دارای ترکیب شیمیایی پنتانتریول هستند، برای برداشتن و جذب باکتریهایی که موجب جوشهای پوستی و سایر ضایعات پوستی میشوند، مناسباند. اگر پوست شما دچار خارش شده است، لوسیونهایی را برگزینید که حاوی ترکیب شیمیایی پولیدکانول باشند.
● خطای دئودورانت
در صورتی که به تازگی اصلاح و از تیغ استفاده کردهاید یا پوستی بسیار حساس دارید، باید در انتخاب دئودورانت مناسب دقت کنید. بهترین دئودورانت برای شما دئودورانتی است که بدون الکل باشد یا حداقل مقدار بسیار اندکی الکل در ترکیب شیمیایی آن به کار رفته باشد، در این غیر این صورت دچار خارش و حساسیت خواهید شد.
● خطای رنگ
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بانوان در آرایش میکنند، انتخاب فوندیشن نامناسب برای پوستشان است، به همین علت، صورت بعضیها بسیار طبیعی و شاداب به نظر میآید و برخی دیگر از خانمها مثل این است که یک ماسک بر چهرهشان زدهاند. به طور کلی رنگ پوست بیشتر بانوان یک ته زمینه زردرنگ دارد و این تهرنگ پوست در بانوان آسیایی، آمریکای لاتین و برخی از مناطق آفریقا دیده میشود. بنابراین برای اینکه پوستشان طبیعیتر به نظر بیاید، باید فوندیشنی را انتخاب کنند که یک ته رنگ زرد داشته باشد. بیشتر فوندیشنهای موجود در بازار، ته رنگ نارنجی یا صورتی رنگ دارند. به همین دلیل بانوانی که این رنگ فوندیشنها را استفاده میکنند، صورتی مصنوعی پیدا میکنند.
● خطای شستشو
پوست، پیشزمینه یک آرایش است و شادابی و سلامت پوست اولین شاخص یک چهره زیبا است. برای اینکه لوازم و مواد آرایشی بهتر روی صورت شما بنشینند، پوست شما باید سالم و صاف و بدون چین و چروک و جوش باشد. در پایان هر روز صورتتان را با صابون ملایم و آب ولرم بشویید. غذاهای چرب و سرخ کردنی، سلامت پوست شما را تهدید میکنند.
● خطای تثبیت
مشکل بسیاری از بانوان این است که پوست بسیار چربی دارند و لحظاتی پس از اینکه آرایش چهرهشان تمام شد، مواد آرایشی روی پوست آنها راه میافتد. راه حل این مشکل، استفاده از یک پودر سبک روی کل آرایش صورت است که آرایش را در محل خود تثبیت میکند. اگر شما بهویژه در مناطقی که آب و هوا گرم است زندگی میکنید یا مجبورید در یک مهمانی یا عروسی در هوای گرم ساعاتی را بگذرانید، لازم است حتما آرایش را با پودر، روی پوستتان تثبیت کنید.
● خطای تقارن
اگر لبهای شما شکل متقارن ندارد، به آسانی میتوانید با استفاده از رژ لب این مشکل را حل کنید. فقط کافی است رژ لبهایی را انتخاب کنید که رنگ روشنتر و براقتری داشته باشند چون در این صورت، شما با استفاده از آرایش اصلاحی، نقایص صورتتان را پنهان کردهاید. این رژلبها، لبهای شما را پرتر نشان میدهند. برای اینکه دندانهایتان را رنگی نکند، انگشتان را در در دهانتان قرار دهید و در همین حالت لبهایتان را روی هم بگذارید، رنگ اضافی رژ لب به انگشتان خواهد چسبید. برای اینکه لبهایتان خشک و ترکخورده به نظر نرسند، میتوانید پیش از استفاده از رژ لب، مقداری ویتامین E روی لبتان بمالید. اگر سنتان بالای ۴۰ است، از رژ لبهای مات استفاده نکنید بلکه به جای آن رژ لبهای براق را همراه خط لب به کار ببرید تا افتادگی و جمعشدگی لبهایتان کمتر به نظر بیاید. برای پاککردن لک رژ لب از روی لباستان، از گلیسیرین استفاده کنید و سپس لباستان را بشویید. برای اینکه لبهایتان را با استفاده از خط لب، آرایش کنید، باید ابتدا رژ لب و پس از آن، خط لب را دور لبهایتان بکشید. هیچگاه از رژ لب و خط لبی که با هم تفاوت رنگ زیادی دارند، استفاده نکنید چون جلوه زیبایی نخواهد داشت.
● خطای فرچه
نخستین اشتباه رایج برای استفاده از رژگونه استفاده از رنگهای تند است. فراموش نکنیدکه همیشه یک ته رنگ، زیباتر و طبیعیتر جلوه میکند. رژگونه را در امتداد استخوان گونهتان به کار ببرید. محل شروع آن باید خط رویش مو در کنار گوشتان باشد. برای اینکه گونههایتان برجستهتر به نظر بیایند، باید از یک پودر روشن در زیر استخوان گونهتان استفاده کنید. رنگی را برای رژگونه انتخاب کنید که ته رنگ قرمز زیادی نداشته باشد چون در این صورت، چهره شما بسیار آفتابسوخته به نظر خواهد رسید. قبل از استفاده از فرچه مخصوص رژگونه، آن را حتما تمیز کنید و اضافات رژگونه را از لابهلای موهای آن بتکانید. برای پخش رژگونه، روی استخوان گونه، از حرکتهای نیمه هلالی فرچه روی استخوان گونه استفاده کنید. فراموش نکنید که شما نباید رژگونه را تا نزدیکی پرههای بینی پخش کنید. برای آرایش روز از مقدار بسیار کمی رژگونه استفاده کنید چون چربی روی پوست شما رنگ را به خود گرفته و آن را شدیدتر نشان میدهد
چرا ملت آذربایجان اجازه داده است که ............؟
بارها این شعار را از زبان مسئولین شنیده ایم که
آذربایجان سر ایران است.
· با توجه به نقش اساسی آذربایجان در شروع و پیروزی انفلاب اسلامی
· با توجه به نقش اساسی آذربایجان در هشت سال دفاع مقدس
· با توجه به نقش اساسی آذربایجان در زمینه های فرهنگ، تمدن و اقتصاد در گذشته و حال این مرز و بوم
· با توجه به تعداد جمعیت تورک ایران نسبت به کل جمعیت ایران
از یک طرف
· و با توجه به نگاه اجمالی به تمامی امکانات موجود در استاهای اصفهان، شیراز ، مشهد و تهران و مقایسه آنها با استانهای آذربایجان
از طرف دیگر
به این نتیجه میرسیم که در حق ملت آذربایجان بی عدالتی بزرگ صورت گرفته است
ما همه ایرانی هستیم و عدالت باید برای همه بطور یکسان اجرا شود
SHeytan fehlesiyik,neyike
Deyersiz bir maliq yoxsae
Koleyikmi,quluq,neyike
دوستان عزیز: سوال این است به نظر شما !
چرا ملت آذربایجان اجازه داده است که اینقدر بی عدالتی در حقشان صورت بگیرد؟ سهم نمایندگان شهرهای آذربایجان در این بی عدالتی چیست؟ و راه حل چیست؟
لطفا دقایقی قبول زحمت فرمایید و نظرات ارزشمند خودتان را (حتی اگر یک جمله هم باشد) برایم ارسال فرمایید.
منتظر نظرات بسیار ارزشمندتان هستم







.jpg)